بدون شرح
روز تولدت شد و نیستیم اما کنار تو کاشکی می شد
که جونمون رو هدیه بدیم برای تو درسته ما نمیتونیم
این روز و پیش هم باشیم بیا بهش تو رویامون رنگ
حقیقت بپاشیم میخوایم برات تو رویاهامون جشن تولد
بگیریم از لحظه لحظه های جشن تو خیالمون عکس
بگیریم ما باشیم و تو باشی و فرشته های آسمون
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون به جای
شمع میخوایم برات غمهات و آتیش بزنیم هر چی غم
و غصه داری یک شبه آتیش بزنیم تو غمهات و فوت
بکنی ما هم ستاره بیاریم اشک چشاتو پاک کنیم نور
ستاره بکاریم کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و
ماهیاش بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک با ل فرشته
ها و عشق و اشتیاق و پولک عاشقتو یه قلب بی قرار
و کوچک فقط می خوان بهت بگن :. . . . . تولدت مبارک عزیزم

صدای بهم خوردن بال معصوم فرشته ها می آید انگار آمدن تو نزدیکست




تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر
دوستت دارم
تولدت مبارک
بهترین ها را برایت ارزومندم
موفق باشی
اینم کیک تولدت

امیدوارم دوست داشته باشی


سلامممممممممممم دوستان گلم
خوفین؟؟
میبینم که هیچکس پست نمیزاره
گفتم من بیام بزارم
چه خبر؟
به سلامتی دالیا هم که برگشت!!!
امروز اومدم بگم چرا اونروز هم دو وب خودم و هم این بلوگ گروهی حذف شد
البته خواهش میکنم عصبی نشین
من خودم میدونم نباید این وب حذف میشد اما خوب اینم جزو دارایی های من تو اینترنت بود
حدود چند روز بعد از این که وب گروهی رو زدم اینترنت قطع شد و تا مدت زیادی من اینترنت نداشتم که مجبور شدم به یکی از دوستام اعتماد کنم و یوزر و پسوورد همه وبلاگا رو بدم که جام اپ کنه خیلیم ازش تشکر کردم بعد که اینترنتمون وصل شد یه درگیری بینمون بوجود امد که اون بچه گانه ترین رفتارشو کرد
گفت که اگه زیادی برم چون یوزر و پسوورد همه وبلاگامو داره پاکشون میکنه
منم که اصلا برام مهم نبود اخه فکر میکردم شوخی میکنه نمیدونستم انقدر دیوونه است
فرداش رفتم تو نت که همه یوزرا و پسووردا رو عوض کنم که دیدم بعلههههههه همشون پاک شدن
بعد از اونم به دلالی نتونستم خبر بدم که همه وبلاگا پاک شده
اره دیگه این هم جریان پاک شدن بلوگا بود هم یه نصیحت به شما که اطلاعاتتون رو به کسی ندین حتی بهترین دوستتون.بازم میگم ببخشید تا شاید ببخشینم
ok?
همین دیگه اوووووووووووووووووه چه پست طولانی شد نه؟
راستی شما هم پست بزارین دیگه
خوب فعلا
فقط میتونم یه چیزی بگم
دالیاواصف ومطهره ایدا و سبا
دیونتونم
برای حذف شدن وبلاگای خودم و وب گروهی هم
واقعا از ته دلم شرمندم
منو ببخشید
راستی چه وب خوشگلی ولی چرا دالیا پست
نذاشته؟قهره؟؟؟؟؟
قالب و پستا و همه چیز در حد بیشتر از عالین
باریک به معرفت همتونننننننننننننننننننننن
شرمنده و دیوونه و دوست دار و خدمتگذار
همتونننن:تینا
سلام عزیزانم خوبی....
ایدا جون و سبا جون خوش میگذره ..درساتونو خوف می خونین...
مطهره جون تو هم خسته نباشی با اینكه دیر به دیر میای پیشمون ولی اومدنت همیشه
مارا خوشحال میكنه
و دالیا جون هم سلام برسون..
این شعرو از صمیم قلب به شما خوبانم تقدیم میكتم 
....
میتوان در خلوت شبهای راز فکر رسم آبی پرواز بود
........
میتوان تا فرصت ادراک هست با خلوص یاسها همراز بود
میتوان با لهجهء سرخ دعا مدتی با آسمان خلوت بود
میتوان با حرفی از جنس بلور شوق را بر هر دلی دعوت کرد
میتوان در آرزوی کودکی با حضور یک عروسک سهم داشت
میتوان در آرزوی گاهی به رسم یاد بود در دلی یک شاخه نیلوفر گزاشت
میتوان از شهر شب بوها گذشت عابر پس کوچه های نور بود
میتوان همسایه مهتاب شد فکر زخم غنچه ایرنجور بود
میتوان با لطف دست پنجره میتوان وقتی خزان از ره رسید
مهربان گنجشک ها را دانه داد یک کبوتر را به کنجی لانه داد
میتوان در قلبهای بی فروغ لحظه ای برق زد و خورشید شد
میتوان در غربت کویر
گاه آن ابری که میبارید شد
میتوان......
میتوان مثل تو بود، عاشق و بی انتها
......... 


اونی كه خیلی دوستتون داره *داداش آصفتون*
سلام دوستان عزیزم آیدا جون و سبا جون و همینطور دالیا و مطهره و تینا جان
الان بوس و ماچ و بقل فكر كنم فراوونه


سلام ایدا و سبا خوبی..چقدر بزرگ شدین خوشتیپ شدین (یكی از دوستانتون بوده كه بشما میگه
)
بعد دوستانتون دور هم جمع میشین و از تاسبتون و خاطراتشون تعریف میكنین و همتون هم عین
واقعیت تعریف می كنین
....اره من تابستون یه خیلی دوست پیدا كردم همشون خوشتیپ یكیش بهم گفته عاشقتم

... منم كلاس شنا و مسافرت خارج كشور رفتم


...یكی هم یهویی داد میكشه منم منم رفتم شمال یه خیلی بهم خوش گذشت 
بعدش تو حیاط قدیم میزدین كه یهویی !!!..
یهویی از دور یه نفر مثل هلكوپتر داره پروانه ای نزدیك شما میشه و میپره بقلتون و
شمارا بهز مین مینداز و ماچ ماچ بقل میكنه


..شما تعجب میكنین جناب شما!!
دختره میگه سارا منم دیگه .منو نمیشناسین!!
ماچ میكنه ...
شما میگین خانم من اسمم ایداست دوستم سباست اشتب گرفتین
میگه ببخشید و میره 

یهویی بلندگو میگه صف وایسین و از جلو نظام میكنین ههههه
بعد خوندن قرآن میرین توی كلاس...
وقتی وارد كلاستون میشین میبین كه یادگاری كه نوشتین هنوز هستش

دارین به تخته سیاه و معلم چاق یا لاغرتون فكر میكنین كه خدایا لااقل
یه خوشتیپ هم نزاشتن تا بتونیم تحملشون كنیم

و میگین چه خوبه با این مداد بزنم توسرش

و بزور تحمل میكنین تا زنگ بخوره و بدو بدو بیاین تو وبلاگ تا اصفی را بیبنین
بگین حسودی اصفی اصلا اینجوری نبود خیلی هم خوش گذشت دلت بسوزه كه مرسه نمیری

....


دعا میكنم كه انشاله سالی خوبی داشته باشین و روز اول مرسه تون تبریك

فدای محبتای شما *آصفی*
سلام به دوستان خوبم (ایدا جون و مطهره جون و سبا جون و تینا و دالیا جونی)
این شعرو تقدیم به شما دوستان خوبم كه تا چند روز دیگه میخوان به مدرسه برین...
همتون موفق باشید
..........


دوستی
زندگی، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست.
در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز،
عطر جانپرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز
دانه ها را باید از نو كاشت.
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید كرد.
رنج می باید برد.
دوست می باید داشت!
با نگاهی كه در آن شوق برآرد فریاد
با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند
دست یكدیگر را
بفشاریم به مهر

دعا می كنم همتون امسال سالی خوبی داشته باشین و در درساتون موفق باشید
......


فدای مهربونی های شما *آصفی*
۰۱ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
۰۲من بدجوری عاشقش شدم،اگه اون با من دوست بشه من همه ی دوست دخترامو کنار می ذارم
۰۳بچه ها این دختر رو دیدین که مانتو صورتی می پوشه و یه عینک افتابی می زنه،وقتی هم تو دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمی گیره باید حالشو بگیرم
۰۴ما اینیم دیگه اخرش شماره رو دادیم به دختره
۰۵بچه ها من می خونم شما دست بزنین......امشب خونموم بعله برونه....امشب خونمون عشق و جنونه
۰۶ بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی به گند کشیدیم
وقتی دخترها دور هم خلوت میکنند؟
۰۱وای این انگشتر رو کی خریده؟خیلی قشنگه!!!...
۰۲وای الهام جون نبودی امروز با اون پسره قرار داشتم،اینقدر با هم حرف زدیم که اسم بچه هامون رو هم انتخاب کردیم
۰۳من خیلی دوست دارم ای دی پسره رو پیدا کنم تا باهاش چت کنم
۰۴امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود،هر چی براش ناز کردم تحویلم نگرفت،مگه من خوشگل نیستم
۰۵راستی شیلا امشب میای خونمون،امشب جشن تولد منه،حتما بیا چون می خوایم کلی برقصیم
۰۶سارا دیدی چه پسره مودبی تو فروشگاه بود،حتی تو صورتمون هم نگاه نکرد،خیلی سر به ریز بود من که دلم پیشش گیر کرده
سلام گلا.........خوفید؟خوشید؟چه خبرا؟با اخرین روزای بیکاریتون چه کار میکنید؟
ایدا جوووووووووون..مطهره جوووووووووووون..اصفی جووووووووووون.همتون رو از راه دور میبوسم
لطفا بازم بیاید........
اصفی جون گفت که از این به بعد اپ غمگین نداشته باشیم....حداقل به خاطرخوشحالی خدا.از اون جایی که ما مخلص خداییم و برای این که حرف اصفی جون رو هم گوش کرد باشیم یه اپ نسبتا شاد امروز کردم امیدوارم خوشتون اومده باشه..
بای
سلام من دوباره اوومدم ...
خوبید دوست جونام؟؟؟ خوش میگذره؟؟؟ من که توپ توپم....gif)
من آپیدم فقط به خاطر آصفی ....آخه اون ازم خواست دوباره آپ کنم....![]()
مطهره جوونی چطوره؟؟؟ سبا جوون تو خوبی؟؟؟ آصفی که خوبه....
خوب یه مطلب کوچولو موچولو میذارمو میرم....
افسوس...
دل من به اندازه تمام وازه های غم گرفته تنگ است
چشمانم به اندازه تمام ابرها هوای باران دارد
و لبهایم به وسعت برگ برگ کتابها حرف
اما افسوس که نه وازه ها به اندازه دلم غم دارند
نه ابرها به اندازه چشمانم باران
و نه کتابها به وسعت لب هایم حرف....
چاکر همتون: آیدا ![]()
![]()
![]()
![]()
سلاممممممممممممم به دوستای گل خودم....امیدوارم حالتون خوف باشه....ازمطهره جون بخاطر راه اندازی یه وبلاگ دیگه و خبردادن واقعا ممنونم.....

امیدوارم بتونم دوست خوبی واسه همه ی شما گلا باشم.......![]()
امیدوارم تا دوستای دیگمون هم زود تر بیان و ما رو خوشحال کنند
دوستتون دارم و براتون بوس میفرستم
دوستدار همتون:سبا /New%20Folder%20(4)/Baby/Cartoon/Moteharrek/y2hw7prc.gif)
سلاممممممممممممم
منم اومدم هوراااااااااااااااااااا
خوشحالم بازم میتونم در جمع شما دوستان خوبم باشم...
منم از مطهره جان ممنونم كه این وبلاگو دوباره ساخت تا در جمع هم دوباره باشیم...
انشاله دالیا جون و تیناجونم بزودی به پیش ما میان....
....
راستی كه خیلی دلم برای این جمع تنگ شده بود

...
فدای مهربونی های شما (ایدا جون و مطهره جون و تیناجان و دالیا جونی )= داداش اصف
سلام بروبچ
خوبید؟؟؟ خوش میگذره؟؟؟؟
خیلی خوش حالم که دوباره باهمیم 
اما جای تینا جوون خالیه امیدوارم زودتر ازش خبری بشه 
من از مطهره جوون خیلی ممنونم که باعث شد ما دوباره پیش هم باشیم![]()
از اون کسی که باعث شد وبلاگ قبلیمون رو از دست بدیم
خیلی ناناحتم.....
خوب من دیگه زیادی حرفیدم باید برم....![]()
چاکر همتون : آیدا 

دیدین ،دوباره كنار هم جمع شدیم...خیلی ناراحت شدم كه اون بلاگ حذف شدم
من این وبلاگ رو فقط عشق شما
.......امیدوارمكه تینا جون ازش خبری شه...دوباره بیاد و مدیریت رو برعهده بگیره

شما كه موافقین...مگه، نه!!


ببخشید كه اپ اول رو خودم میذارم...آخه خیلی خوشحالم

الان اصلا وقت ندارم باید برم...البته بعد میام این اپ رو ...

بایییییییییییییییی

| Design By : RoozGozar.com |
تبلیغات 

